وود مکنزی: آیا صنعت فولاد چین می‌تواند به اهداف بلندپروازانه خود برسد؟

وود مکنزی: آیا صنعت فولاد چین می‌تواند به اهداف بلندپروازانه خود برسد؟

ژیکال استیل؛ به گزارش فولادبان؛ موسسه تحقیقاتی وود مکنزی در گزارشی درباره بازار فولاد چین نوشته است: برنامه پنج‌ساله بعدی چین اهداف سختی را برای صنعت فولاد این کشور در نظر گرفته است. این اهداف، فراتر از حل مشکلاتی مانند ظرفیت مازاد و بهبود امنیت مواد اولیه داخلی است و باعث سبزتر شدن عملیات آن می‌شود.

آیا می‌توان این اهداف را آن هم در چنین بازه زمانی کوتاهی محقق کرد؟ موضوعات اصلی را ارزیابی و محتمل‌ترین سناریوها را در پنج سال آینده بیان کردیم تا به پاسخ این سوال دست پیدا کنیم که  آیا چین می‌تواند اهداف بلندپروازانه خود را برای فولاد برآورده کند؟

چالش‌های فولادسازی

برنامه پنج‌ساله چهاردهم توسعه چین از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ اجرا می‌شود و یک تغییر استراتژیک برای اقتصاد چین را تعیین می‌کند. طبق این برنامه، زمینه‌های اصلی  که صنعت فولاد چین باید بر روی آن تمرکز کند عبارت است از:

۱) کاهش وابستگی بیش از حد به واردات سنگ‌آهن

میزان وابستگی چین به سنگ‌آهن وارداتی طی ۲۰ سال گذشته به سرعت افزایش یافته است (در سال ۲۰۲۰ به ۸۰درصد رسیده است)، در حالی که افزایش قیمت سنگ‌آهن باعث از بین رفتن سود فولادسازان شده است. خارج شدن چنین بخش عمده‌ای از محور تولید چین، چالش بزرگی است. اختلاف دیپلماتیک با استرالیا، بزرگ‌ترین تامین کننده سنگ‌آهن چین، وضعیت را بیش از پیش ناخوشایند می‌کند.

۲) کنترل ظرفیت تولید

اصلاحات صنعت فولاد چین در پنج سال گذشته شاهد جایگزینی صدها میلیون تن ظرفیت قدیمی تولید با تجهیزات کم آلاینده‌تر و کارآتر جدید بوده است، این ابتکاری است که به منظور افزایش سودآوری و سلامت کلی صنعت فولاد طراحی شده است. با این حال، این برنامه هم می‌تواند به افزایش ظرفیت مازاد منجر شود.

۳) اصلاح صنعت با ادغام

چین می‌خواهد سهم بازار تولیدکنندگان برتر فولاد را افزایش دهد، زیرا سطح پایین ادغام فولادسازان، آنها را در زمان چانه‌زنی درباره قیمت با شرکت‌های بزرگ صادرکننده سنگ‌آهن در بازارهای بین‌المللی، در وضعیت ضعیف‌تری قرار می‌دهد. پیش‌نویس دستورالعمل برنامه توسعه چین می‌خواهد پنج تولیدکننده برتر فولادی این کشور سهم بیشتری از بازار را تا سال ۲۰۲۵ به دست آورند.

۴) کاهش آلایندگی

فولاد یکی از بزرگ‌ترین صنایع تولیدکننده گازهای گلخانه‌ای است. در همین زمینه، هدف بلندپروازی‌های چین برای رسیدن به اوج تولید کربن تا سال ۲۰۳۰  و سپس صفر شدن تولید کربن تا سال ۲۰۶۰ است.

کوره‌های قوس الکتریکی به جای سنگ معدن از قراضه فولاد استفاده می‌کنند و فرآیند عملیاتی پاک‌تر و تولید کربن کمتری نسبت به فرایند تولید فولاد با کوره بلند دارند. کوره‌های قوس الکتریکی به طور متوسط ۰٫۵ تن دی‌اکسیدکربن در هر تن ساخت محصولات فولادی نهایی منتشر می‌کنند در حالی که کوره‌های بلند ۲ تن دی‌اکسیدکربن به ازای هر تن ساخت محصولات فولادی نهایی منتشر می‌کنند.

رسیدن به اهداف

چشم‌انداز کلان چین به متعادل‌سازی واردات سنگ‌آهن با تولید داخلی و همچنین تأمین منابع احتمالی قراضه در داخل و خارج از کشور بستگی دارد. ما دو سناریوی ساده برای ارزیابی چالش‌های صنعت در طول پنج سال آینده تنظیم کرده‌ایم:

سناریو اول قراضه حرف اول را می‌زند

پیروی از دستورالعمل برنامه پنج‌ساله توسعه چین به معنای افزایش نسبت قراضه در کل فولادسازی به ۳۰ درصد است. اگر چین سهم خود از واردات را ثابت نگه دارد، تقاضای واردات سنگ‌آهن کاهش می‌یابد.

اما رسیدن به این نسبت به معنای حدود ۳۰۰ میلیون تن مصرف قراضه در سال است که بسیار بالاتر از توانایی فعلی است. حتی با ارائه پیشنهادهایی برای تقویت ظرفیت پردازش قراضه فولاد، در دوره میان‌مدت تحقق این امر دشوار است.

افزایش نسبت به معنای واردات قراضه نیز خواهد بود. چین به دلیل نگرانی‌های زیست‌محیطی این موارد را محدود کرده بود، اما اکنون یک استاندارد مهم جدید قراضه را برای ازسرگیری واردات اعمال کرده است.

سناریو دوم چین عرضه داخلی را افزایش می‌دهد

چین می‌تواند مقدار بیشتری از سنگ‌آهن خود را در داخل کشور تأمین کند. چین چهارمین ذخایر سنگ‌آهن بعد از استرالیا، برزیل و روسیه را دارا است.

اما اوضاع کاملاً ساده نیست. خودکفایی چین در سنگ‌آهن از سال ۲۰۰۰ به طرز چشمگیری کاهش یافته است. علاوه بر این، عیار سنگ‌آهن در معادن داخلی چین در مقایسه با محموله‌های وارداتی کنونی نسبتاً کیفیت نامناسبی دارد. تصور اینکه چین به اتکا به معادن داخلی برگردد دشوار است.

بنابراین راه‌حل احتمالاً به منافع خارج از کشور چین متمرکز خواهد بود. تعریف خودکفایی داخلی گسترده است، بنابراین می‌تواند شامل دارایی‌هایی مانند معدن سیماندو در گینه (که سه‌چهارم تحت کنترل شرکت‌های چینی است) باشد. این سایت این امکان را دارد که سالانه حداکثر ۱۸۰ میلیون تن سنگ‌آهن به بازار تحویل دهد. با این اوصاف، خوش‌بینانه‌ترین تخمین ما از زمان عملیاتی شدن استخراج از این معدن تا سال ۲۰۲۵ نخواهد بود.

آیا چین می‌تواند اهداف بلندپروازانه خود را برآورده کند؟

چین یک حد بالا تعیین کرده است. موفقیت مستلزم کاهش بسیار زیاد وابستگی آن به واردات مواد اولیه و تغییر جهت تهاجمی از کوره‌های بلند به فولادسازی مبتنی بر کوره قوس الکتریکی با استفاده از قراضه است.

آیا چنین تحول اساسی واقعی است یا فراتر از دسترس؟ در طول پنج سال آینده یا حتی دهه آینده، ما یک دید محافظه‌کارانه‌تر داریم اگرچه دلایل خوش‌بینی به برخی از اهداف وجود دارد.

/ پایان نوشتار

No Comments

Post A Comment